شانه هایم به اندازه تمام کوه های جهان میل به داشتن تکیه گاه دارند
چشمانم به اندازه تمام آبشارهای جهان میل به ریزش دارند .
دستانم به اندازه تمام کودکان جهان میل به نوازش دارند
هنوز هم با یک لبخند صادقانه دوست پیدا می کنم
هنوز هم با نگاهی پر امید به آینده می نگرم...
هنوز هم کودکم و میل به بازی دارم ولی...
هنگامیکه جاده مه گرفته است و سرد?
چگونه می توان با تن زخمی و پر درد از این طوفان به سلامت سفر کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟